محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

75

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

ابن القطان نادانانى را كه « احياء علوم الدين » را به آتش كشيدند سخت نكوهش مىكند و مىگويد سوزانيدن آن كتاب سبب زوال دولتشان شد . سپس از وجود المهدى ابن تومرت در حلقهء درس امام غزالى در مشرق حكايت مىكند كه او بود كه به غزالى خبر داد كه كتاب او را در قرطبه سوزانيده‌اند و غزالى ايشان را نفرين كرد و گفت : « خدا ملك از ايشان بستاند و همچنانكه كتاب مرا سوزانيدند دولتشان نابود شود » . ما در آتيه كه از آغاز كار ابن تومرت و ظهور او سخن مىگوئيم ، بطلان اين قصه را هم ثابت خواهيم كرد و از تناقضات منطقى آن سخن خواهيم گفت . 5 هنوز زمان درازى از بازپس گرفتن جزاير شرقى نگذشته بود كه امير المسلمين على بن يوسف بن تاشفين براى سومين بار از زمان جلوسش از دريا گذشت و به اندلس آمد . اين سفر در اواخر سال 511 ه / ماه مه سال 1117 انجام پذيرفت « 1 » ، يعنى در اوايل گرمى هوا و بهترين فصل براى جهاد در اراضى اسپانيا . سفر دوم او نيز در چنين فصلى بود . در روض القرطاس آمده است كه سفر او در سال 513 ه پس از سقوط سرقسطه مركز ثغراعلى بود و اين دومين سفر او به اندلس بوده است . مسلم است كه اين تحريفى آشكار در تاريخ است . روايات اسلامى در باب اين سفر و حوادث همراه آن تفصيل چندانى داده نشده . صاحب الحلل الموشيه و ابن الخطيب هر دو اشاره‌اى گذرا به آن كرده‌اند . اما صاحب روض القرطاس و ابن عذارى آن را با قدرى تفصيل بيان كرده‌اند . در روايت نخستين آمده است كه على به قصد جهاد و سر و سامان بخشيدن به اوضاع اندلس به آنجا سفر كرد و جماعات كثيرى از مرابطين و متطوعه

--> ( 1 ) . الحلل الموشيه ، ص 62 . ابن الخطيب ، اعمال الاعلام ، ص 147 . ابن عذارى البيان المغرب ( نسخهء سابق الذكر - هسپريس ص 79 ) .